خرید بک لینک
اون زمانی که تو داشتی از ته دل میخندیدی کسی داشت از ته دل گریه میکرد

و خوب...

میدانی در همیشه روی یه پاشنه نمیچرخد

برچسب: نویسنده: حمید رستمی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 16:03

خواستم کوه برایش بکنم دل کندم

چه کنم قبل من استاد به جایی نرسید

جای نزدیک شدن پاک فراموش شدم

صبر راهی که نشان داد به جایی نرسید

(مهدی نور قربانی)

برچسب: نویسنده: حمید رستمی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 16:03

21 دی ۱۳۹۵ نویسنده: فانوس - سه شنبه ۱۳۹۵/۱۰/۲۱ ساعت هشت و خورده ای خورشید بیدار شد آوردمش تو تخت خودمون تا شاید بخوابه اما اصلا خوابش نمی اومد و من واقعا متحیرم که چرا این بچه تو شبانه روز هفت هشت ساعت بیشتر نمیخوابه. دیشب دوازده یا شایدم دیرتر بود که خوابیده بود و عصرها هم معمولا نمیخوابهمیگم معمولادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید رستمی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 16:03

۲۲ دی ۱۳۹۵ نویسنده: فانوس - چهارشنبه ۱۳۹۵/۱۰/۲۲ از دیروز بودم و از نظر روحی چندان خوب نبودم. بیخودی عصبانی بودم انگار مغزم داشت منفجر میشد.خورشید دیشب تو تخت ماخوابید، گاهی میخوابه ولی بعد که خوابش برد منتقلش میکنیم تو اتاق و تخت خودش.دیشب همسر زود خوابش برد منم دیدم اصلا حال ندارم از جام بلند بشم مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید رستمی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 16:03

اعتماد

نویسنده: فانوس - پنجشنبه ۱۳۹۵/۱۱/۲۸

اگه کسی فقط تا وقتی شما براش منفعتی دارید بهتون ابراز محبت کنه وبعد که منفعت قطع شد کل ارتباط هم قطع بشه و حتی غم و شادی شما براش مهم نباشه؟ و بعد از وصل شدن منفعت باز انگار علاقه وصل میشه؟
شک نمیکردید؟ شاید اتفاقی بوده شاید دلیل دیگه ای داشته شاید از دل برود هر آنکه از دیده برفت
ولی بازم
شک نمیکردید؟
نظرات این پست برای خوانندگان احتمالی و کامنتهای احتمالی تر باز است

برچسب: نویسنده: حمید رستمی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 16:03

تو اوج نا امنی امنیت و تو اوج امنیت نا امنی وجود دارهتو اوج شادی، غم و تو اوج غم، شادی فقط مشکل اینجاست که این آخریه رو پیدا نمیکنم بهش گفتم:این بار از اون دفعه هاست که طوول میکشه تا حالم خوب بشه سر درگم و گیج نیستم خودم حالم رو میفهمم همه ی احساساتم رو و میفهمم این بار بدجوری سیستمم به هم ریخته دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید رستمی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 16:03

ازحال بدبه حال خوب رو دارم تمرین میکنم. صبحها که بیدار میشم. حس میکنم یکی روی قلبم داره فشار میاره و یکی دیگه روی گلوم و با این وضعیت باید زنده باشم و زندگی کنم و شاد باشم!!! با این حال تمام تلاشم رو میکنم که اون دو نفر رو از روی وجودم کنار بزنم و تپش قلب و نفس های نصف نیمه ام رو احساس کنم و خدا نکنه این وسط اتفاقی بیافته (مثلا خورشید لجباز تر از همیشه باشه و به هیچ قیمتی نتونم ببرمش دستشویی و آخر مبل رو نجس کنه یا اینکه ......) و البته باز هم با همه ی اینها تلاش میکنم که خوب باشم مادر خوب همسر خوب و دختر خوب ( هر چند نتیجه ی همه ی تلاش هام فقط بالا رفتن سطح توقع بادامه مطلب

برچسب: reset factory settings,reset factory settings windows 10,reset factory settings iphone,reset factory settings windows 7,reset factory settings macbook,reset factory settings ipad,reset factory settings windows 8,reset factory settings iphone 5,reset factory settings samsung tv,reset factory settings lg phone, نویسنده: حمید رستمی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 12:29

دیگه تصمیم گرفتم غم های دلم رو با خودم هم درمیون نذارم

برچسب: ۱,۱۵۴۴,۱۱۸,۱۲۳,۱۹۲ ۱۶۸ ۱ ۱ admin,۱۹۸۴,۱۸ تیر,۱۵ خرداد,۱۱سپتامبر,۱۷ شهریور, نویسنده: حمید رستمی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 0:05

دو بار یه متن نوشتم در باب احتیاط که چندان هم شبیه به هم نبود

اما هر دو بار پرید

منم هیچ اصراری به هیچ چیز ندارم دیگه

نشد که نشد

برچسب: احتیاط واجب,احتیاط مستحب,احتیاط های دوران بارداری,احتیاط چیست,احتیاط مهدی مقدم,احتیاط لازم,احتیاط لازم چیست,احتیاط در حسابداری,احتیاط در فقه,احتیاط های استاندارد در بیمارستان, نویسنده: حمید رستمی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 12:28

. انگار اصولا زندگی داره بر اساس "عسی ان تکرهو شیئا و هو خیر الکم" میچرخد. (در حالت خوشبینانه) یه قراری میذاری با خودت و شروع میکنی به پایبند بودن بهش بعد یا دقیقا تو روز پایان اون دوره یا دو سه روز مونده بهش اتفاقات عجیب و غریبی می افته که در بعضی موارد دیده شده طرف تا سه روز مدام داشته گریه میکرده حالا اینکه اون اتفاق لزوما احتیاجی به این همه گریه نداشته و طرف خودش واقف بوده و نمیتونسته جلوش رو بگیره خودش بحث جداییه. بحث الان سر اون حس بده بعد از تلاش. حس گیج شدن حس فهمیدن، آخ که وقتی نمیدونی، وقتی نفهمیدی، وقتی حس نکردی چقدر راحتی واقعیت اینه که می دونیادامه مطلب

برچسب: مشوشة حمص,مشوشة,مشوش,مشوشة ام وليد,مشوش بالانجليزي,مشوشة قناة سميرة,مشوشة بالفرينة,مشوشة بالسميد,مشوش pdf,مشوشة قبائلية, نویسنده: حمید رستمی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 12:28

وبلاگ آپدیت کردن با گوشی یه نوع مصیبته،اول مجبورم توی آفیس مطلبم رو بنویسم آخه فکر کن، تایپ یه انگشتی، بعد هم با کلی بدبختی کپی کنم و خیلی آروووم جوری که ریختش به هم نریزه تو بلاگفا پیست کنم.فعلا هم لبتاپ و کامپیوتر ندارم.کامپیوتر که همیشه با اون کار میکردم به اصرار خودم جمع شد، و از این بابت خیلی خوشحالم.کلا آدمی هستم که از شلوغ بودن محیط و زیاد بودن وسایل توش کلافه میشم.با اومدن خورشید کلی وسیله به خونه اضافه شد و اگه وسایل قبلی هم بدون تغییر میخواست وسط خونه بمونه جا برای نفس کشیدن هم نبود. الان خوشحالم که یه فضای حدودا دوازه متری کاملا خالی تو خونه ادامه مطلب

برچسب: رژه,رژه ارتش ایران,رژه ارتش شاهنشاهی,رژه ارتش آمریکا,رژه ارتش,رژه المپیک,رژه گارد جاویدان,رژه ارتش چین,رژه نیروی انتظامی,رژه ایران, نویسنده: حمید رستمی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 10:00

با کلی خوشحالی میخواستم یه پست در مورد دوستی و خوشبختی و اینا بنویسم.اینکه چقدر خوبه که میشه راحت دردل کرد و بعد هم آروم شد و احساس بهتری داشت.اما...جریان از این قرار بود که هفته ی پیش طی اتفاق افتادن جریاناتی منفجر شدم. نصف شبی فقط برای گروه دوستانم تو وایبر نوشتم که غمگینم.دو نفر برام بوس و آرزوهای خوب فرستادند و گفتند که برای آروم شدنم آیت الکرسی خوندند و دو نفر دیگه (که صمیمی تر هستیم) پیگیر ماجرا شدند که چی شده و چرا، البته به صورت خصوصی. و خوب من هم یه چیزایی به هر کدومشون با توجه به میزان صمیمیت، نوع رابطه مون و اینا گفتم بهشون و درواقع خیلی چیزها رادامه مطلب

برچسب: خاک تو سرت به انگلیسی,خاك تو سرت,خاک تو سرت,خاک تو سرت روزگار,خاک تو سرتون,خاك تو سرت معنى,خاک تو سرتون کنن,خاک تو سرت مزمز,خاک تو سرت برینه,خاک تو سرت به ترکی, نویسنده: حمید رستمی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 10:00

دلم گرفته بود، رفتم قرآن باز کردم.خیلی وقت بود اینجوری قرآن باز نکرده بودم.یعنی هی به خودم میگفتم مگه فال حافظه هی تا هر چی میشه میری قرآن باز میکنی و دنبال جواب سوالت یا عاقبت کارت میگردی.
اما این بار قرآن باز کردم
این جمله برام پررنگ شد انگار
از آنها به طرز شایسته ای صرف نظر کن (و آنها را بر نادانی هایشان ملامت ننما)

برچسب: من دیگه حرفی ندارم فامیل دور,من دیگه حرفی ندارم,من ديگه حرفي ندارم,من دیگه حرفی ندارم به انگلیسی,من دیگه حرفی واسه گفتن ندارم,دیالوگ فامیل دور من دیگه حرفی ندارم,عکس من دیگه حرفی ندارم,رمان من دیگه حرفی ندارم,عکس من دیگه حرفی ندارم فامیل دور,من دیگه هیچ حرفی ندارم, نویسنده: حمید رستمی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 9:59

اصولا آدم حسودی نیستم. اگه از کسی بدم میاد دلیلی نمیبینم که بهش حسودی کنم اگه هم خوشم بیاد از خوشحالی و داشته هاش خوشحال میشم. معمولا اوج حسودیم این بوده که ای وای چیزی که طرف داره یا موقعیتی که توش قرار گرفته آرزوی من بوده و هیچ وقت بهش نرسیدم و احتمالا نخواهم رسید. اما اکثرا بعد اون" ای وای" میگم فانوس واقعا حاضر بودی که جای فلانی باشی دیگه فانوس نباشی و اون باشی و همه این چیزها رو داشته باشی؟ بعد یه نه محکم به خودم میگفتم و یه عمرا هم تهش میچسبوندم، و اینجوری بود که اون حس حسادت گونه راهش رو میکشید و میرفت. دلیلم هم برای نه گفتن مشخص بود. اینقدر خودم بوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید رستمی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 9:59

کلا از اون دسته آدمها هستم که اگه شیفته ی یه آهنگ بشم اونقدر گوش میدم اون آهنگ رو و اونقدر گوش میدم که بعد از یه مدت چنان حالت تهوعی بهم دست میده که تا چندین سال ادامه داره گاهی شیفته ی اشیا میشم و خدا نکنه که اون شی در کل خاصیت معتاد پروری داشته باشه که بد جور معتادش میشم گاهی شیفته ی یه دوست، که عموما و اصولا چندان پایدار نیست چون به محض دیدن کم لطفی از طرف مقابل چنان کاسه کوزه ی خودم و طرف رو در هم میپیچم که بیا و ببین من یا با کسی دوست نمیشم یا باید خیلی با هم صمیمی باشیم و دوستهای الانم هم کسانی هستند که یه دوره خیلی صمیمی بودیم کمرنگ شدن یا تغییر رابطادامه مطلب

برچسب: شیفتگی,شیفتگی علی زمانی عصمتی,شیفتگی مسموم زنانه,شیفتگی فیلم,شیفتگی علی زمانی,شیفتگی چیست,شیفتگی عصمتی,شیفتگی مردان,شیفتگی آن است که,شیفتگی زنانه, نویسنده: حمید رستمی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 9:59

صفحه بندی