۲۳.۸.۹۵
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 16:03
اون زمانی که تو داشتی از ته دل میخندیدی کسی داشت از ته دل گریه میکرد و خوب... میدانی در همیشه روی یه پاشنه نمیچرخد
به جایی نرسید
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 16:03
خواستم کوه برایش بکنم دل کندم چه کنم قبل من استاد به جایی نرسیدجای نزدیک شدن پاک فراموش شدم صبر راهی که نشان داد به جایی نرسید (مهدی نور قربانی)
21 دی ۱۳۹۵
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 16:03
21 دی ۱۳۹۵ نویسنده: فانوس - سه شنبه ۱۳۹۵/۱۰/۲۱ ساعت هشت و خورده ای خورشید بیدار شد آوردمش تو تخت خودمون تا شاید بخوابه اما اصلا خوابش نمی اومد و من واقعا متحیرم که چرا این بچه تو شبانه روز هفت هشت ساعت بیشتر نمیخوابه. دیشب دوازده یا شایدم دیرتر بود که خوابیده بود و عصرها هم معمولا نمیخوابهمیگم معمول
۲۲ دی ۱۳۹۵
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 16:03
۲۲ دی ۱۳۹۵ نویسنده: فانوس - چهارشنبه ۱۳۹۵/۱۰/۲۲ از دیروز بودم و از نظر روحی چندان خوب نبودم. بیخودی عصبانی بودم انگار مغزم داشت منفجر میشد.خورشید دیشب تو تخت ماخوابید، گاهی میخوابه ولی بعد که خوابش برد منتقلش میکنیم تو اتاق و تخت خودش.دیشب همسر زود خوابش برد منم دیدم اصلا حال ندارم از جام بلند بشم م
اعتماد
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 16:03
اعتماد نویسنده: فانوس - پنجشنبه ۱۳۹۵/۱۱/۲۸ اگه کسی فقط تا وقتی شما براش منفعتی دارید بهتون ابراز محبت کنه وبعد که منفعت قطع شد کل ارتباط هم قطع بشه و حتی غم و شادی شما براش مهم نباشه؟ و بعد از وصل شدن منفعت باز انگار علاقه وصل میشه؟شک نمیکردید؟ شاید اتفاقی بوده شاید دلیل دیگه ای داشته شاید از دل برو...
۳۰ بهمن ۹۵
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 16:03
تو اوج نا امنی امنیت و تو اوج امنیت نا امنی وجود دارهتو اوج شادی، غم و تو اوج غم، شادی فقط مشکل اینجاست که این آخریه رو پیدا نمیکنم بهش گفتم:این بار از اون دفعه هاست که طوول میکشه تا حالم خوب بشه سر درگم و گیج نیستم خودم حالم رو میفهمم همه ی احساساتم رو و میفهمم این بار بدجوری سیستمم به هم ریخته د
Reset factory
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 12:29
ازحال بدبه حال خوب رو دارم تمرین میکنم. صبحها که بیدار میشم. حس میکنم یکی روی قلبم داره فشار میاره و یکی دیگه روی گلوم و با این وضعیت باید زنده باشم و زندگی کنم و شاد باشم!!! با این حال تمام تلاشم رو میکنم که اون دو نفر رو از روی وجودم کنار بزنم و تپش قلب و نفس های نصف نیمه ام رو احساس کنم و خدا نکن...
۱
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 0:05
دیگه تصمیم گرفتم غم های دلم رو با خودم هم درمیون نذارم
احتیاط!
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 12:28
دو بار یه متن نوشتم در باب احتیاط که چندان هم شبیه به هم نبود اما هر دو بار پرید منم هیچ اصراری به هیچ چیز ندارم دیگه نشد که نشد
مشوش
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 12:28
. انگار اصولا زندگی داره بر اساس "عسی ان تکرهو شیئا و هو خیر الکم" میچرخد. (در حالت خوشبینانه) یه قراری میذاری با خودت و شروع میکنی به پایبند بودن بهش بعد یا دقیقا تو روز پایان اون دوره یا دو سه روز مونده بهش اتفاقات عجیب و غریبی می افته که در بعضی موارد دیده شده طرف تا سه روز مدام داشته گریه میکرده...
رژه
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 10:00
وبلاگ آپدیت کردن با گوشی یه نوع مصیبته،اول مجبورم توی آفیس مطلبم رو بنویسم آخه فکر کن، تایپ یه انگشتی، بعد هم با کلی بدبختی کپی کنم و خیلی آروووم جوری که ریختش به هم نریزه تو بلاگفا پیست کنم.فعلا هم لبتاپ و کامپیوتر ندارم.کامپیوتر که همیشه با اون کار میکردم به اصرار خودم جمع شد، و از این بابت خیلی خ...
خاک تو سرت!
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 10:00
با کلی خوشحالی میخواستم یه پست در مورد دوستی و خوشبختی و اینا بنویسم.اینکه چقدر خوبه که میشه راحت دردل کرد و بعد هم آروم شد و احساس بهتری داشت.اما...جریان از این قرار بود که هفته ی پیش طی اتفاق افتادن جریاناتی منفجر شدم. نصف شبی فقط برای گروه دوستانم تو وایبر نوشتم که غمگینم.دو نفر برام بوس و آرزوها...
من دیگه حرفی ندارم
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 9:59
دلم گرفته بود، رفتم قرآن باز کردم.خیلی وقت بود اینجوری قرآن باز نکرده بودم.یعنی هی به خودم میگفتم مگه فال حافظه هی تا هر چی میشه میری قرآن باز میکنی و دنبال جواب سوالت یا عاقبت کارت میگردی.اما این بار قرآن باز کردم این جمله برام پررنگ شد انگاراز آنها به طرز شایسته ای صرف نظر کن (و آنها را بر نادانی ...
باز هم کسی مثل تو
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 9:59
اصولا آدم حسودی نیستم. اگه از کسی بدم میاد دلیلی نمیبینم که بهش حسودی کنم اگه هم خوشم بیاد از خوشحالی و داشته هاش خوشحال میشم. معمولا اوج حسودیم این بوده که ای وای چیزی که طرف داره یا موقعیتی که توش قرار گرفته آرزوی من بوده و هیچ وقت بهش نرسیدم و احتمالا نخواهم رسید. اما اکثرا بعد اون" ای وای" میگم ...
شیفتگی
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 9:59
کلا از اون دسته آدمها هستم که اگه شیفته ی یه آهنگ بشم اونقدر گوش میدم اون آهنگ رو و اونقدر گوش میدم که بعد از یه مدت چنان حالت تهوعی بهم دست میده که تا چندین سال ادامه داره گاهی شیفته ی اشیا میشم و خدا نکنه که اون شی در کل خاصیت معتاد پروری داشته باشه که بد جور معتادش میشم گاهی شیفته ی یه دوست، که ع...
Self destroy
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 9:59
چند وقت پیش زنگ زدم به یکی از معلم های دبیرستانم، اصلا منو یادش نمی اومد. ناراحت شدم؟ اصلا! به شدت هم خوشحال شدم چون خیلی اذیتش کرده بودم . چه خوب میشد اگه یه سیستم خود نابود گری داشتیم. نابود کردن نه به معنی خودکشی به معنی اینکه خیلی ها فراموش کنند که تو وجود داشتی. اون وقت خودم رو از ذهن خیلی ها پ...